نوحه جانسوز ای خیمه‌ها چرا فردا در آتش خواهید سوخت؟! یخیمات عمار الکنانی با ترجمه فارسی

تاریخ انتشار : ۱۶ شهریور ۱۳۹۷ - ۱۰:۱۴ | 2719 بازدید | ارسال توسط : |
نوحه جانسوز ای خیمه‌ها چرا فردا در آتش خواهید سوخت؟! یخیمات عمار الکنانی با ترجمه فارسی

باسمه تعالی

فایل صوتی

دانلود با کیفیت عالی ۲۲۹k

ای خیمه‌ها چرا فردا در آتش خواهید سوخت؟!

یخیمات باچر لیش تحترگن یخیمات؟!

نوحه: عربی با گویش عراقی

قرائت شده: محرم ۱۴۳۹

مکان: مسجد ذی‌الفقار (بغداد)

رادود: عمّار الکنانی

الشاعر: علی عویز الشویلی

ترجمه إلی الفارسیه: محمدجواد صادقی‌مجد

عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق علیه‌السّلام

 

محتوای نوحه:

ارائه تصویری از مصائب حضرت زینب سلام الله علیها و دیگر دختران یتیم بازمانده اهل بیت علیهم السلام پس از شهادت حضرت اباعبدالله الحسین و دیگر شهدای کربلاء علیهم السلام.
تصویر از آنجا آغاز می شود که دشمن تمامی مردان اهل بیت علهم السلام را به شهادت رسانده؛ و حالا در عصر عاشوراء، پیاده و سواره به خیمه گاه ایشان که تنها محل پناه دختران خُردسال و یتیم و حضرت زینب سلام الله علیها در صحرای کربلاست؛ یورش بُرده و خیمه ها را به آتش کشیده است. کودکان یتیم در صحرا به هر سوی می دَوَند اخگر(گدازه)های حاصل از سوختن خیمه ها حتی راهِ فرار را بر کودکان و حضرت زینب دشوار نموده حضرت زینب یکی را بغل می کند و دیگری توسط دشمن مضروب می شود و گروهی دیگر در زیر سُم اسبان مُهاجم زخمی ، مجروح و شهید می شوند؛ شاعر در اینجا به زیبایی از میان هر نوع جراحت ممکن تنها به شکسته شدن دنده ی این کودکان در یورش اسب سواران اشاره می کند تا آن را به شکسته شدن دنده جدّه ی همین کودکان یعنی حضرت زهرا سلام الله علیها پیوند بزند

….و للحدیث صله ….

 

البته جهت فهم کامل مواردی که شاعر به آنها پرداخته است داشتن اطلاعات نسبتاً کامل از عاشوراء و أعلام و أماکن و تشبیهات (حضرت ابو الفضل العباس= ماه= قمر= گُمَر)و استعاره های بکار گرفته شده برای اشخاص لازم است.
به عنوان یک پیش در آمد در ذیل در اقدام نخست تنها به یک ترجمه ساده از متن می پردازیم تا در آینده با تفصیل بیشتری به مراثی سروده شده درباره اهل بیت علیهم السلام پرداخته شود.

ان شاءالله

 

یخیمات باچر لیش تحترگن یخیمات؟!

ای خیمه‌ها چرا فردا در آتش خواهید سوخت؟!

آنه إلوحدی وعندی یتیمات

آخر من تنها مانده‌ام و دارای دخترانی کوچک و یتیم هستم

عوفنه جدم زینب یجمرات

وای اخگرهای گداخته‌ی (خیمه‌ها) پای زینب را نسوزانید


باچر ولایبقی لی أخو؛ بین الغُرُب وحیده

فردا روز، حتی یک برادر هم برایم باقی نمی‌ماند؛ و میان غریبه‌ها تنها خواهم ماند

باچر ورای اشگد رکض؛ للمشرعه البعیده

فردا چه بسیار باید؛ به سمت مشرعه دوردست بدوَم

ألزم طفل، یعثر طفل، صوت التوی على إیده

کودکی را نگاه می‌دارم، دیگر کودک با صورت بر زمین می‌افتد در حالی که تازیانه‌ای بر دستش نواخته و پیچیده می‌شود

احمل رقیه من الجمر، خولی یطگ حمیده

رقیه را بغل می‌کنم تا بر شراره‌های آتش نرود؛ خولی از دیگر سو حمیده (دختر حضرت مُسلم) را کُتک می‌زند

یالعیون چف أجناب تنسطرن یالعیون

و ای دیدگان! سیلی از دست بیگانگان بر شما نواخته خواهد شد

باچر وین تنضمن یالمتون؟!

و ای بازوان(قدرتمند عباس) فردا در کدامین خاک نهان خواهید گشت؟!

عگب الگمر حدایه الیکرهون

در پی رفتن آن ماه(عباس)، بدخواهان کاروان سالار شده و ما را به اسارت خواهند بُرد


یخیمات باچر لیش تحترگن یخیمات؟!

ای خیمه‌ها چرا فردا در آتش خواهید سوخت؟!

آنه إلوحدی وعندی یتیمات

آخر من تنها مانده‌ام و دارای دخترانی کوچک و یتیم هستم

عوفنه جدم زینب یجمرات

وای اخگرهای گداخته‌ی (خیمه‌ها) پای زینب را نسوزانید


باچر اشوف الماشفت کل عمری وحیاتی

فردا آنچه را که در کل عمرم ندیده‌ام خواهم دید

باچر ترى إرماد الخیم سجادتی لصلاتی

فردا خاکستر خیمه‌هایمان سجاده نمازم خواهد شد

باچر یضل سوط الشمر، یندل متن بناتی

فردا تازیانه شمر بازوان دختران خردسالمان را خواهد شناخت

معناها لو جابو حبل، ماضل ولی لخواتی

و آنگاه که ریسمان آورند معنایش آن است که خواهرانم بی‌سرپرست و بی‌یاور گشته‌اند

یموتون، باچر کل هلچ، زینب یموتون

کشته خواهند شد، ای زینب فردا تمامی خاندانت کشته خواهند شد

ناس بهله إدموعچ، یشمتون

و مردمانی اشک ریختنت را به شماتت خواهند گرفت

زینب ولیه نولیها یصیحون

و همگی  فریاد بر خواهند آورد که زینب را امان ندهید


یخیمات باچر لیش تحترگن یخیمات؟!

ای خیمه‌ها چرا  فردا شما در آتش خواهید سوخت؟!

آنه إلوحدی وعندی یتیمات

آخر من تنها مانده‌ام و دارای دخترانی کوچک و یتیم هستم

عوفنه جدم زینب یجمرات

وای اخگرهای گداخته‌ی (خیمه‌ها) پای زینب را نسوزانید


باچر امیرات الخلگ تشبع بچی وشماته

فردا شهبانوان خلق، سیراب از گریه و آماج شماتت خواهند شد

إیوگفهن گبال الگمر/الخلگ زجر ویطگ خواته

زجر، ایشان را در برابر ماه(عباس)/ در برابر مردم نگاه می‌دارد و خواهران عبّاس را کُتک می‌زند

باچر ترى، إحسین العصر مایلحگ إلصلاته

آگاه باشید که فردا حسین (ع) حتی فرصت خواندن نماز عصر را نخواهد داشت

فوگ التراب ومایجی إیشوف إلجری إلبناته

بر روی خاک افتاده و نمی‌آید ببیند چه  بر سر دخترانش گذشت

یالخوان!  باچر عازه عازتکم یالخوان

ای برادرانم! فردا بسیار به شما نیاز دارم

وانتم رؤوس ماعندکم، یاولیان

ولی ای سرپرستان و یاوران، شما بی‌سر مانده‌اید

بین الخیل زینبکم یالحنان

و ای مهربانان بدانید که زینبِ شما میان سواران مُهاجم گرفتار مانده


یخیمات باچر لیش تحترگن یخیمات؟!

ای خیمه ها چرا  فردا در آتش خواهید سوخت؟!

آنه إلوحدی وعندی یتیمات

آخر من تنها مانده‌ام و دارای دخترانی کوچک و یتیم هستم

عوفنه جدم زینب یجمرات

وای اخگرهای گداخته‌ی (خیمه‌ها) پای زینب را نسوزانید


باچر تهد خیل وزلم، تحرگ خیم علینه

فردا سواره و پیاده‌ها بر ما یورش خواهند بُرد و خیمه را بر سرمان خواهند سوزاند

یطرش وجه شمر الضحک ویتشمت بچینه

و شمر چهره اش را پُرخنده خواهد کرد، تا بر گریه‌های ما شماتت کند

وادم فلا عدهم رحم وإنشاگف بأدینه

اینان مردمانی بی‌رحم‌اند و ما با دستان خویش چهره‌هایمان را حفظ می‌کنیم

باچر ولاعباس أکو لو فزّعت یجینه

فردا روز دیگر عباسی ندارم که چون وی را به یاری بخوانم به سویم بشتابد

یعباس نصیح ومایرد لینه یعباس

فریاد «یا عباس» ما برخاسته است ولی پاسخی نمی‌آید

توگف بینه وبینی إشکثر ناس

و چه بسیار نامردمانی که میان من و عباس فاصله انداخته‌اند

الجیش إطلعت عینه ینوماس

ای (عباس) با غیرت، بنگر که سپاه دشمن چشم دریده و گستاخ گشته


یخیمات باچر لیش تحترگن یخیمات؟!

ای خیمه‌ها چرا  فردا در آتش خواهید سوخت؟!

آنه إلوحدی وعندی یتیمات

آخر من تنها مانده‌ام و دارای دخترانی کوچک و یتیم هستم

عوفنه جدم زینب یجمرات

وای اخگرهای گداخته‌ی (خیمه‌ها) پای زینب را نسوزانید


باچر تفُر کل الحرم بین الغُرُب، هضیمه

این ستمی بس بزرگ است که تمامی زنان اهل‌بیت میان نامحرمان فراری شوند

ویذبحنه میمون الولی، من یصهل «الظلیمه»

و آنگاه که ذو الجناح فریاد«الظلیمه» سر دهد، از ما نیز جان خواهد ستاند

بالحومه کل حافر فرس، کاسر ظلع یتیمه

در میانه میدان سُم هر اسبی دنده‌ای از یکی از دخترکان یتیم اهل بیت را در هم شکسته

ورآس الحسین إیصب دمه من لحیته الکریمه

و سر حسین از محاسن مبارکش خون ریز گشته

الیتام، من جرح الحبل تنحب الیتام

و کودکان یتیم از زخم طناب اسارت،  ناله و گریه دارند

بعد إشضامه لزینب یالأیام

ای روزگار دیگر چه مصایبی را برای زینب نهان داشته‌ای؟

عُگب الخدر المسلّب مع الشام

پس از حُرمت و خیمگاه به تارج  رفته و پس از شام


یخیمات باچر لیش تحترگن یخیمات؟!

ای خیمه‌ها چرا  فردا در آتش خواهید سوخت؟!

آنه إلوحدی وعندی یتیمات

آخر من تنها مانده‌ام و دارای دخترانی کوچک و یتیم هستم

عوفنه جدم زینب یجمرات

وای اخگرهای گداخته‌ی (خیمه‌ها) پای زینب را نسوزانید


اللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاکِرِینَ عَلَى مُصَابِهِمْ

الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى عَظِیمِ مُصَابِی وَ رَزِیَّتِی فِیهِمْ

اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی شَفَاعَهَ الْحُسَیْنِ‏ یَوْمَ الْوُرُودِ

وَ ثَبِّتْ لِی قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَکَ مَعَ الْحُسَیْنِ وَ أَصْحَابِ الْحُسَیْنِ الَّذِینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ- دُونَ الْحُسَیْنِ علیه السّلام صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ أَجْمَعِینَ-

قَالَ عَلْقَمَهُ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ الْبَاقِرُ علیه السّلام

یَا عَلْقَمَهُ إِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَزُورَهُ فِی کُلِّ یَوْمٍ بِهَذِهِ الزِّیَارَهِ مِنْ دَهْرِکَ فَافْعَلْ فَلَکَ ثَوَابُ جَمِیعِ ذَلِکَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى.

کامل الزیارات / النص / ۱۷۹ / الباب الحادی و السبعون ثواب من زار الحسین‏علیه السّلام یوم عاشوراء

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 5
  1. محمدجواد صادقي مجد :
    ۲۷ شهریور ۹۷

    سلام علیکم
    عظّم الله أجورنا و أجورکم
    جزاکم الله خیرا
    می خواستم این نوحه و ترجمه را میان همکاران و دوستداران اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام توزیع کنم
    که متوجه شدم شما بر من سبقت گرفتید و این کار شایسته را انجام داده اید
    خدا خیرتان دهد
    چند مورد از ترجمه را به درستی اصلاح کرده اید
    که متشکرم
    من نیز خود چند تجدید نظر کوچک دارم
    که برایتان ارسال خواهم کرد

    محمدجواد صادقی مجد

    • bahlolnews :
      ۳۰ شهریور ۹۷

      سلام علیکم ضمن تشکر صمیمانه از حضرتعالی
      اجر شما با ام المصائب کربلا حضرت زینب سلام الله علیها
      مواردی که فرموده بودید اصلاح شد.

  2. مترجم متن یخیمات - محمدجواد صادقی مجد :
    ۲۸ شهریور ۹۷

    بسم الله الرحمن الرحیم
    یخیمات
    ویرایش ۲۷ شهریور۹۷
    نوحه: عربی با گویش عراقی
    قرائت شده: در محرم ۱۴۳۹
    مکان: مسجد ذی الفقار (بغداد)
    شاعر: علی عویز الشویلی
    رادود(مدّاح): عمّار الکنانی
    محتوا: ارائه تصویری از مصائب حضرت زینب سلام الله علیها و دیگر دختران یتیم بازمانده اهل بیت علیهم السلام پس از شهادت حضرت اباعبدالله الحسین و دیگر شهدای کربلاء علیهم السلام.
    تصویر از آنجا آغاز می شود که دشمن تمامی مردان اهل بیت علهم السلام را به شهادت رسانده؛ و حالا در عصر عاشوراء، پیاده و سواره به خیمه گاه ایشان که تنها محل پناه دختران خُردسال و یتیم و حضرت زینب سلام الله علیها در صحرای کربلاست؛ یورش بُرده و خیمه ها را به آتش کشیده است. کودکان یتیم در صحرا به هر سوی می دَوَند اخگر(گدازه)های حاصل از سوختن خیمه ها حتی راهِ فرار را بر کودکان و حضرت زینب دشوار نموده حضرت زینب یکی را بغل می کند و دیگری توسط دشمن مضروب می شود و گروهی دیگر در زیر سُم اسبان مُهاجم زخمی ، مجروح و شهید می شوند؛ شاعر در اینجا به زیبایی از میان هر نوع جراحت ممکن تنها به شکسته شدن دنده ی این کودکان در یورش اسب سواران اشاره می کند تا آن را به شکسته شدن دنده جدّه ی همین کودکان یعنی حضرت زهرا سلام الله علیها پیوند بزند

    ….و للحدیث صله ….

    البته جهت فهم کامل مواردی که شاعر به آنها پرداخته است داشتن اطلاعات نسبتاً کامل از عاشوراء و أعلام و أماکن و تشبیهات (حضرت ابو الفضل العباس= ماه= قمر= گُمَر)و استعاره های بکار گرفته شده برای اشخاص لازم است.
    به عنوان یک پیش در آمد در ذیل در اقدام نخست تنها به یک ترجمه ساده از متن می پردازیم تا در آینده با تفصیل بیشتری به مراثی سروده شده درباره اهل بیت علیهم السلام پرداخته شود.

    إن شاء الله

    یخیمات باچر لیش تحترگن یخیمات؟! ای خیمه ها! چرا فردا شما در آتش خواهید سوخت؟!
    آنه إلوحدی وعندی یتیمات آخر من تنها مانده ام و دارای دخترانی کوچک و یتیم هستم
    عوفنه جدم زینب یجمرات وای اخگرهای گداخته ی (خیمه ها) پای زینب را نسوزانید
    ************
    باچر ولایبقی لی أخو؛ بین الغُرُب وحیده فردا روز، حتی یک برادرهم برایم باقی نمی ماند؛ و میان غریبه ها تنها خواهم ماند
    باچر ورای اشگد رکض؛ للمشرعه البعیده فردا چه بسیار باید ؛ به سمت مشرعه دوردست، بدَوَم
    ألزم طفل، یعثر طفل، سوط التوی على إیده کودکی را نگاه می دارم، دیگر کودک با صورت بر زمین می افتد در حالی که تازیانه ای بر دستش نواخته و پیچیده می شود
    احمل رقیه من الجمر، خولی یطگ حمیده رقیه را بغل می کنم تا بر شراره های آتش نرود؛ خولی از دیگر سو؛ حمیده(دختر حضرت مُسلم) را کُتک می زند
    یالعیون چف أجناب تنسطرن یالعیون و ای دیدگان! سیلی از دست بیگانگان برشما نواخته خواهد شد.
    ای دیدگان دست‌ها بر روی صورت‌هایمان جا می‌گذارند

    باچر وین تنضمن یالمتون؟! و ای بازوان(قدرتمند عباس) فردا در کدامین خاک نهان خواهید گشت؟!
    عگب الگمر حدایه الیکرهون در پی رفتن آن ماه(عباس)، بدخواهان کاروان سالار شده و ما را به اسارت خواهند بُرد
    ************
    یخیمات باچر لیش تحترگن یخیمات؟! ای خیمه ها چرا فردا شما در آتش خواهید سوخت؟!
    آنه إلوحدی وعندی یتیمات آخر من تنها مانده ام و دارای دخترانی کوچک و یتیم هستم
    عوفنه جدم زینب یجمرات وای اخگرهای گداخته ی (خیمه ها) پای زینب را نسوزانید
    ************
    باچر اشوف الماشفت کل عمری وحیاتی فردا آنچه را که در کل عمرم ندیده ام خواهم دید
    باچر ترى إرماد الخیم سجادتی لصلاتی فردا خاکستر خیمه هایمان سجاده نمازم خواهد شد
    باچر یظل سوط الشمر، یندل متن بناتی فردا تازیانه شمر بازوان دختران خردسالمان را خواهد شناخت
    معناها لو جابو حبل، ماظل ولیّ لخواتی و آنگاه که ریسمان آورند معنایش آن است که خواهرانم بی سرپرست و یاور گشته اند
    یموتون، باچر کل هلچ، زینب یموتون کشته خواهند شد، ای زینب فردا تمامی خاندانت کشته خواهند شد
    ناس بهله إدموعچ، یشمتون و مردمانی اشک ریختنت را به شماتت خواهند گرفت
    زینب ولیه نولیها یصیحون و همگی فریاد بر خواهند آورد که زینب را امان ندهید
    ************
    یخیمات باچر لیش تحترگن یخیمات؟! ای خیمه ها چرا فردا شما در آتش خواهید سوخت؟!
    آنه إلوحدی وعندی یتیمات آخر من تنها مانده ام و دارای دخترانی کوچک و یتیم هستم
    عوفنه جدم زینب یجمرات وای اخگرهای گداخته ی (خیمه ها) پای زینب را نسوزانید
    ************
    باچر امیرات الخلگ تشبع بچی وشماته فردا شهبانوان خلق، سیراب از گریه و آماج شماتت خواهند شد
    إیوگفهن إگبال الگمر/الخلگ زجر ویطگ خواته زجر، ایشان را در برابر ماه(عباس)/ در برابر مردم نگاه می دارد و خواهران عبّاس را کُتک می زند
    باچر ترى، إحسین العصر مایلحگ إلصلاته آگاه باشید که فردا حسین حتی فرصت خواندن نماز عصر نخواهد داشت
    فوگ التراب ومایجی إیشوف إشجری إلبناته بر روی خاک افتاده و نمی آید ببیند چه بر سر دخترانش گذشت
    یالخوان! باچر عازه عازتکم یالخوان ای برادرانم! فردا بسیار به شما نیاز دارم
    وانتم رووس ماعندکم، یاولیان ولی ای سرپرستان و یاوران، شما بی سر مانده اید
    بین الخیل زینبکم یالحنان و ای مهربانان بدانید که زینب شما میان سواران مُهاجم گرفتار مانده
    ************
    یخیمات باچر لیش تحترگن یخیمات؟! ای خیمه ها چرا فردا شما در آتش خواهید سوخت؟!
    آنه إلوحدی وعندی یتیمات آخر من تنها مانده ام و دارای دخترانی کوچک و یتیم هستم
    عوفنه جدم زینب یجمرات وای اخگرهای گداخته ی (خیمه ها) پای زینب را نسوزانید
    ************
    باچر تهد خیل وزلم، تحرگ خیم علینه فردا سواره و پیاده ها بر ما یورش خواهند بُرد و خیمه ها را بر سرمان خواهند سوزاند
    یترس وجه شمر الضحک ویتشمت بچینه و شمر چهره اش را پُرخنده خواهد کرد، تا بر گریه های ما شماتت کند
    وادم فلا عدهم رحم وإنشاگف بأدینه اینان مردمانی بی رحم اند و ما با دستان خویش چهرهایمان را حفظ می کنیم
    باچر ولاعباس أکو لو فزّعت یجینه فردا روز دیگر عباسی ندارم که چون وی را به یاری بخوانم به سویم بشتابد
    یعباس نصیح ومایرد لینه یعباس فریاد «یا عباس» ما برخاسته است ولی پاسخی نمی آید
    توگف بینه وبینی إشکثر ناس و چه بسیار نامردمانی که میان من عباس فاصله انداخته اند
    الجیش إطلعت عینه ینوماس ای (عباس)با غیرت، بنگر که سپاه دشمن چشم دریده وگستاخ گشته
    ************
    یخیمات باچر لیش تحترگن یخیمات؟! ای خیمه ها چرا فردا شما در آتش خواهید سوخت؟!
    آنه إلوحدی وعندی یتیمات آخر من تنها مانده ام و دارای دخترانی کوچک و یتیم هستم
    عوفنه جدم زینب یجمرات وای اخگرهای گداخته ی (خیمه ها) پای زینب را نسوزانید
    ************
    باچر تفُر کل الحرم بین الغُرُب، هضیمه این ستمی بس بزرگ است که تمامی زنان اهل بیت میان نامحرمان فراری شوند
    ویذبحنه میمون الولی، من یصهل «الظلیمه» و آنگاه که ذو الجناح فریاد«الظلیمه» سر دهد، از ما نیز جان خواهد ستاند
    بالحومه کل حافر فرس، کاسر ظلع یتیمه در میانه میدان سُم هر اسبی، دنده ای از یکی از دخترکان یتم اهل بیت را در هم شکسته
    ورآس الحسین إیصب دمه من لحیته الکریمه و سر حسین از محاسن مبارکش خون ریز گشته
    الیتام، من جرح الحبل تنحب الیتام وکودکان یتیم از زخم طناب اسارت، ناله و گریه دارند
    بعد إشضامه لزینب یالأیام ای روز گار دیگر چه مصایبی را برای زینب نهان داشته ای؟
    عُگب الخدر المسلّب مع الشام پس از حُرمت و خیمگاه به تاراج رفته و پس از مصایب شام
    ************
    یخیمات باچر لیش تحترگن یخیمات؟! ای خیمه ها چرا فردا شما در آتش خواهید سوخت؟!
    آنه إلوحدی وعندی یتیمات آخر من تنها مانده ام و دارای دخترانی کوچک و یتیم هستم
    عوفنه جدم زینب یجمرات وای اخگرهای گداخته ی (خیمه ها) پای زینب را نسوزانید
    ************
    الشاعر: علی عویز الشویلی
    الرادود: عمّار الکنانی
    ترجمه إلی الفارسیه: محمدجواد صادقی مجد
    عضوهیئت علمی دانشگاه امام صادق علیه السّلام

    ….. اللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاکِرِینَ عَلَى مُصَابِهِمْ
    الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى عَظِیمِ مُصَابِی وَ رَزِیَّتِی فِیهِمْ
    اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی شَفَاعَهَ الْحُسَیْنِ‏ یَوْمَ الْوُرُودِ
    وَ ثَبِّتْ لِی قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَکَ مَعَ الْحُسَیْنِ وَ أَصْحَابِ الْحُسَیْنِ الَّذِینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ- دُونَ الْحُسَیْنِ علیه السّلام صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ أَجْمَعِینَ-
    قَالَ عَلْقَمَهُ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ الْبَاقِرُ علیه السّلام
    یَا عَلْقَمَهُ إِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَزُورَهُ فِی کُلِّ یَوْمٍ بِهَذِهِ الزِّیَارَهِ مِنْ دَهْرِکَ فَافْعَلْ فَلَکَ ثَوَابُ جَمِیعِ ذَلِکَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى.
    کامل الزیارات / النص / ۱۷۹ / الباب الحادی و السبعون ثواب من زار الحسین‏علیه السّلام یوم عاشوراء

  3. ابوزهرا :
    ۰۵ آبان ۹۷

    مشرعه یعنی نهر
    منظور رود فرات که در دور دست دیده میشود هست

  4. ابوزهرا :
    ۰۵ آبان ۹۷

    ولی الخواتی
    یعنی بدون برادرانش تنها مانده

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.